:: امروز : ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - 2010/09/04
  صفحه نخست   |   آرشیو اخبار   |   گزارش   |  مقالات   |  پیشکسوتان   |  بیوگرافی   |  خاطرات   |  گالری تصاویر   |  پیوندها   |  ارسال خبر   |  درباره ما   |   ارتباط با ما

خروجی مطالب

 

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

   تاریخ مطلب : ۰۳ مرداد ، ۱۳۸۹   | ساعت 27 : 8
   کد مطلب : 1244  
نامه سرگشاده به استاندار بوشهر؛ نکند شاهین ذوب شود
نکند شاهین ذوب شود

جناب آقای مهندس جهانبخش استاندار معزز بوشهر

باسلام وتحیات؛

می دانم که در گذر دقایق ومشغله های بسیار این مکتوبه چشمتان را نمی آزارد وبعید است خواننده واژه های آن باشید اما بر خود واجب می دانم سرسوزن ذوقی را که البته هنوز به بودنش در وجودم مشکوکم را به کار گیرم والفاظ دست وپا شکسته ام را با عصای جبر تقدیمتان نمایم باشد که مفید افتد.پیشاپیش جسارتم را با سبدی از عذر خواهی روی میزتان می گذارم تا در بین گفتارم آنجایی که شفاف گویی هایم خاطرتان را مکدر می سازد را بخشیده باشید.

در استانی که به علت همجواری با کشورهای حوزه خلیج فارس می شود با آویزان کردن آبکش(!)بر سر یک چوب ووصل سیم آنتن تلویزیون به آن مبتذل ترین شبکه های تصویری دنیا را رصد کرد، شاهین بوشهر پادزهری قدرتمند در برابرمفسده های غرب واجانب است که متاسفانه در حد گل گاوزبان وداروهای گیاهی ننه سکینه خدابیامرز هم به آن توجهی نمی شود.


نمی دانم شما در طول حضورتان در مناصب گوناگون ودر اقصی نقاط کشورتا کنون جوانانی را در گوشه دیوارها دیده اید که از زور خماری سر بربالش نشئگی روزگار نهاده اند وخواب چهل گیسو وچهل پادشاه را می بینند یا نه. من اما به وفور دیده ام . در کرمان در بم در بندر عباس ودر زابل وزاهدان. اصلا در همین روستای بزرگی که نامش را تهران گذاشته اند همین چند دقیقه پیش جوانی برای دور ماندن من از چشم حسود هر چه اسپند در پلاستیک همراهش داشت را سرچهارراه پارک وی درون آتش ریخت تا اسکناس 500 تومانی را مثل ماری که صدای نی لبک شنیده را از جیب در آورم وتقدیمش کنم.کردم جناب آقای استاندار تا برود ومثل این دود اسپند روزگارش رادود کند. من هم نمی کردم دیگری می کرد. این اما اصل قصه من با شمای بزرگوار نیست.

فصل قبل بازی شاهین واستقلال اهواز را در بوشهر دیدم.کودکی را به نظاره نشستم که بین پرکردن شکم با ساندویچ وپول بلیت ورزشگاه دومی را برگزید وپرچم سپید شاهین را بردوش انداخت تا در میان همهه هواداران وزیر هیاهوی عاشقانه تماشاگران بوشهری ،کلاغ خبر بیار معده اش قار قار کردن را فراموش کند.این اگر عشق نباشد هیچ معنای دیگری نخواهد داشت.

همین شاهین که می تواند مانع از اعتیاد جوانان شود، می تواند قویترین پارازیت برای فارسی وان وسالوادور باشد وهمین شاهینی که بند دلش به بند دل آن کودک بوشهری دوخته شده امروز خواب اسکناس می بیند وکشتی اش در بندر بی پولی لنگر انداخته. ببخشید اما شمای عزیز ومحترم (مجموعه استانداری ونه شمای تازه وارد)برایش چه کرده اید؟ لابد اگر در شهرمان -اگر کوچ ده ساله ام از بوشهر را به معنای نفی بلد تلقی ننمایید-تعداد مراکز ترک اعتیاد بالا برود وهرروز کلاس های -ان-ای- رونق بگیرند می توانیم سرمان را بالا نگه داریم ومن آنم که رستم بود پهلوان را هوار بکشیم.

مهندس عزیز! گستاخی ام را ببخشید اما وقتی می بینم تمام آسیا به افتخار حشمت مهاجرانی کلاه از سر بر می دارند واو را پدر نوین فوتبال امارات وعمان وقطر می دانند اما همین پیرمرد با دانش ،امروز در چنگ غول بی پولی شاهین اندیشه هایش ،طرح هایش وبرنامه هایش رسوب وته نشین که نه، شایدبخارمی شوند گریه ام می گیرد. یعنی در استان بوشهر پیدا کردن چند میلیارد برای بزرگترین پایگاه فرهنگی وورزشی استان ویکی از مطرح ترین باشگاههای کشور کار سختی است؟یعنی باید دست روی دست گذاشت تا شاهین متلاشی شود وبعد برایش مرثیه وشروه بسراییم؟

جناب آقای استاندار!

به اقتضای شغلم هم پرپر شدن جوانان کنار خیابا ن را دیده ام هم له له زدن شهردار بندر عباس برای خرید امتیاز استقلال کیش وتغییر نامش به نام شهرداری را تا بلکه گوشه ای از اوقات فراغت جوانا ن شهرشان را پر کنند. برباد رفتن آرزوی فوتبال فارس وتبدیل آن به مخوف ترین کابوس راهم در قالب سقوط برق ومقاومت به عینیه دیده ام.آنجا هم همه چو فردا شود فکر فردا کنیم را در سر کاشتند وبا شیلنگ بی خیالی آب برریشه اش پاشیدند وکود بی تدبیری بر پایش ریختند تا حالا درختشان میوه حسرت بدهد. پول بود . آنجا را می گویم اما شاید گربه نره وروباه مکار پینوکیوی ساده دل فوتبال را مجبور کرده بودند تا آنها را بکارد وبعدها درخت سکه بروید. خدا کند پای آن دو جاندار خبیث به بوشهر نرسیده باشد وما دنبال باغ سکه نباشیم.چه می شود شهرداری بوشهر نه تمام وکمال که حداقل تصویر سه در چهاری از شهرداری بندرعباس وتبریز باشد؟ آرزوی بزرگی است یا من کوچک شده ام ودر خرد پایی ،تا تی تا تی کردن قلم بی پروایم را به نظاره نشسته ام؟ لطفا به ریش کلماتم نخندید که همین طوری نخندیده گریه اشان می گیرد.

چرند وپرند می نویسم. می دانم اما همین که منظورم را متوجه شوید مرا کفایت می کند. لطف کنید در نقش یک پزشک گوشی بر قلب مجید کنگانی بگذارید.تپ تپ هایش پر از بیم واضطرابند. او امروز باید حداقل 2میلیارد پول در خزانه باشگاهش باشد تا به جنگ سپاهانی برود که 20 میلیارد در خزانه اش چرت می زند اما نه. ندارد. ماجرای رژه شپش ها در گاوصندوق خالی را می شود در باشگاه شاهین دید واین اشک آورترین تئاتر دنیاست. کنگانی هم لابد از آنها سان می بیند!

شاهین اگر همین هفته پولدار نشود باید برایش شاهنامه خواند. نه همه شاهنامه را که همان فصل سهراب کشی اش بس خواهد بود.سهراب که مرد وهمه که مطمئن شدند نبضش دیگر نمی زند نوشدارو بود که از راه می رسید.انگار خدابیامرز فردوسی هم سر از خیابان ناصر خسرو تهران در آورده بود وکمیاب ترین داروها را به رستم می رساند اما چه سود که سهراب دیگر سهراب نشد. درست مثل برق شیراز. شبیه مقاومت سپاسی وچیزی مانند ابومسلم مشهد.
بی توجهی به تیم های استان ودغدغه های خودی ها را برایتان مثال می زنم.سری به پرتال فرمانداری گناوه زدم مهمترین خبرش درمورد فابرگاس وفرگوسن بود وگوشه چشمی هم از سر لطف به مهدوی کیا داشتند. لابد اینها دغدغه امروز همشهریانم هستند که اگر این باشد چه غم شیرینی است ومن چه نادان بوده ام که برای لقمه نانی تا تهران دویده ام.آنها از جنسون باتن وقهرمانی اش در فرمول یک هم باخبربودند. خبرها چه زود می رسد وما این جا بی خبر مانده ایم. چرا زحمت می کشند همشهریانم. یک توک پا رفتیم خودشان را ببینیم،بندگان خدا از صبح توی آشپز خانه بودند با این حالشان!شوخی نمی کنم. غم مردم گناوه انگار همین چیزها بود که سایت خبری فرمانداری از آنها رفع غم کرده وخانواده ای را از نگرانی در آورده بود.

جناب آقای جهانبخش!

بیایید وجانبخش شاهین وفوتبال استان باشید. قصه بی پولی مان اگر دهان به دهان بچرخد می شویم ضرب المثل لیگ برتر. می شویم کاندیدای نخست سقوط وآنگاه باید نفت در فانوس تنزل ریخت. همین ها را که می دانستم گفتم ومی دانم که اگر به گوشتان برسد با بی خیالی وشانه بالا دادن از کنارش نمی گذرید که اگر بگذرید وعده گاه من وشما وخیل هواداران شاهین روز قیامت لب پل صراط!


بنده گنهکارخدا

عبدالصمدابراهیمی
     ارسال به دوستان   |   نسخه قابل چاپ   |  دفعات نمایش : 494   |   تعداد نظرات : 0

::  نظرات شما در مورد این مطلب  ::

کاربران گرامی؛
نظرات ارسالی شما پس از تایید در وب سایت لیل بوشهر به نمایش در می آید. با تشکر از شما ...
, پایگاه خبری و تحلیلی لیل بوشهر, ورزشی, فوتبال, Sport, Football, شاهین بوشهر, iran, ایران, خبر, تیم, Fifa, جام, BUSHEHR, بوشهر, لیان, Lian, لیل, LIL
 

  نام:
  آدرس ایمیل:
  محل اقامت:
  وب سایت :

  متن نظرات شما :
نمایش ایمیل    مرا با خبر کن

 

بیوگرافی
LIL-BU.IR ليل بوشهر: در سال 1348 در محله ليل بوشهر به دنيا آمدم...
ليل چيست؟ ليل كجاست؟
مقالات
تصاویر
پرسپوليس تهران ـ ‌شاهين بوشهر
LIL-BU.IR
پیشکسوتان
خاطرات
در دهه شصت محله اميرالمومنين (ع) واقع در ميدان امام خميني (ره) بوشهر تيم فوتبالي وجود داشت به نام «بوشهرجوان». . .
يادش بخير دهه شصت با بوشهرجوان
فوتبال و جنگ
طنز ورزشی
LIL-BU.IR بينندگان، شنوندگان و خوانندگان پر و پا قرص ستون جدي نگيريد؛ سلامي از شدت هيجان و شوق و شور و جيغ و فرياد خدمتتان . . .
قندي جان توپ را بگير!
توپ زدن شاه غلام...
وقتي رسانه كاپ‌ها را جمع مي‌كند
فوتبال جوان زنانه و نشان نامزدي!
براي باخت شاهين كِل زدم

LIL-BU.IR

LIL-BU.IR

صفحه نخست  |  اخبار   |  پیشکسوتان   |   گزارشات   |   مقالات   |   بیوگرافی   |   خاطرات   |   گالری تصاویر   |   پیوندها   |   ارسال خبر   |   درباره ما   |   ارتباط با ما   |   خروجی مطالب

از 88 تا کنون © کلیه حقوق این سایت متعلق به وب سایت پایگاه خبری و تحلیلی لیل بوشهر می باشد. استفاده از مطالب با ذكر منبع و لینک به سایت بلامانع است.

          تعداد بازدیدکنندگان

 :: طراحی و برنامه نویسی شده توسط گروه نرم افزاری گسار : www.GassarIT.ir